عبدالرحمن بن عوف

عبدالرحمن بن عوف
مشخصات فردی
نام کامل عبدالرحمن بن عوف بن عبد عوف
کنیه ابومحمد
لقب من هاجر هجرتین
زادروز سال دهم عام الفیل
زادگاه مکه
مهاجر/انصار مهاجر
درگذشت سال ۳۲ق.
مدفن قبرستان بقیع - مدینه
مشخصات دینی
نحوه اسلام آوردن توسط ابوبکر
حضور در جنگ‌ها حضور در تمام غزوات
هجرت به هجرت به حبشه و مدینه
نقش‌های برجسته فرماندهی سریه دومه الجندل، حضور در شورای شش نفره برای انتخاب خلیفه سوم

عَبْدُالرَّحْمن بن عَوْف (درگذشت ۳۲ق) صحابی پیامبر و یکی از اعضای شورای شش نفره. او از نخستین مسلمانان بود. در هجرت به حبشه و هجرت به مدینه حضور داشت. عبدالرحمن در تمام غزوات پیامبر اسلام شرکت کرد. عبدالرحمن در واقعه سقیفه حضور داشت. مهم‌ترین مسئولیت او پس از رحلت پیامبر، حضور در شورای شش نفره و انتخاب عثمان به عنوان خلیفه مسلمانان بود. اهل سنت، عبدالرحمن را جزو عشره مبشره می‌دانند که پیامبر به آن‌ها وعده بهشت داد.

نسب، ولادت

عبدالرحمن فرزند «عوف بن عبد عوف» در سال دهم عام الفیل متولد شد. مادر او «شفا» دختر عوف بن عبد بن حارث بود. نام او در زمان جاهلیت عبد عمرو و یا عبد الکعبه بوده و پیامبر نام او را به عبدالرحمن تغییر داد.

عبدالرحمن در زمان پیامبر

عبدالرحمن از اولین افرادی بود که مسلمان شد. او به دعوت ابوبکر اسلام آورد. عبدالرحمن را «مَن هاجَرَ الهِجرتَین؛ فردی که دو هجرت انجام داده دانسته‌اند: او به دستور پیامبر، همراه تعدادی از مسلمانان به حبشه هجرت کرد. پیش از هجرت پیامبر،‌ به مکه بازگشت و به همراه مسلمانان به مدینه رفت. در مدینه،‌ پیامبر میان مسلمانان پیمان برادری ایجاد کرد. برخی منابع پیمان برادری عبدالرحمن را با عثمان و برخی دیگر با سعد بن ربیع دانسته‌اند.

اهل سنت، عبدالرحمن را جزو عشره مبشره می‌دانند که پیامبر به آن‌ها وعده بهشت داد. از عبدالرحمن روایات مختلفی نقل شده که از جمله آن‌ها روایت عشره مبشره است.

شرکت در غزوات و سریه دُومَة الْجَنْدَل

عبدالرحمن در تمام غزوات پیامبر اسلام شرکت کرد. او در جنگ اُحد از افرادی بود که فرار نکرد و همراه پیامبر و تعداد اندکی از صحابه در میدان جنگ باقی ماند. او در این جنگ، جراحات بسیاری برداشت که برخی از آن‌ها سبب لنگ شدن او شد. علاوه بر غزوات، عبدالرحمن به سریه‌ای نیز فرستاده شد. این سریه در منطقه دومه الجندل بود و با پذیرش اسلام توسط طرف مقابل، بدون درگیری پایان یافت. این سریه به سریه عبدالرحمن بن عوف نیز معروف است.

اقتداء پیامبر در نماز صبح به عبدالرحمن

منابع اهل‌سنت از مغیرة بن شعبه نقل کرده‌اند: «(در راه یکی از جنگ‌ها) رسول خدا(ص) برای قضای حاجت از افراد سپاه دور شد....[پس از قضای حاجت] آب ریختم و پیامبر وضو گرفت....هنگامی که برگشتیم، دیدیم عبدالرحمن بن عوف رکعت اوّل را [در حالی‌که امام جماعت بود] خوانده بود و زمانی که متوجه حضور پیامبر(ص) شد، خواست به عقب برگردد که پیامبر اشاره فرمود که در جای خود بماند و سپس پشت سر او یک رکعت نماز گزارد. زمانی که مردم و عبدالرحمن سلام دادند، پیامبر برخاسته و رکعت دیگر را خواند و سلام داد.

برخی از علمای شیعه، این روایت را به جهت وجود اشکالات متعدد، رد کرده‌اند.

عبدالرحمن پس از رحلت پیامبر

اعضای شورای شش نفره

برای تعیین خلیفه سوم

امام علی (ع)
عثمان بن عفان
عبدالرحمن بن عوف
سعد بن ابی وقاص
زبیر بن عوام
طلحة بن عبیدالله

بنابر قولی عبدالرحمن پس از رحلت پیامبر اسلام، در سقیفه حضور داشت و در مقابل انصار گفت: «گرچه شما دارای فضل هستید؛ اما اشخاصی مانند ابوبکر، عمر و علی(ع) ندارید. او در برخی وقایع دیگر نیز حضور داشت و گاه مسئولیت‌هایی بر عهده او گذاشته می‌شد. با همه این احوال مهم‌ترین و تأثیرگذارترین نقش عبدالرحمن پس از پیامبر، حضور در شورای شش نفره پس از مرگ خلیفه دوم بود.

شورای شش نفره

نوشتار اصلی: شورای شش نفره

شورای شش نفره، شورایی بود که عمر بن خطاب، برای انتخاب خلیفه بعدی تعیین کرد. به دستور عمر، خلیفه بعدی باید توسط افراد شورا انتخاب می‌شد. خلیفه دوم علاوه بر عضو کردن عبدالرحمن در این شورا، به او این اختیار را داد که اگر این شورا در دو گروه سه نفره، نظر متفاوتی داشتند، رأی گروهی پذیرفته شود که عبدالرحمان در آن است. در نهایت عبدالرحمن از همین امتیاز خود استفاده کرده و برادر زن خود، عثمان، را خلیفه مسلمانان کرد.

عبدالرحمن و عثمان

عبدالرحمن فرد اصلی در خلیفه شدن عثمان بود. اما براساس منابع تاریخی پس از عملکرد عثمان،‌ از انتخاب خود پشیمان شد:

  • پس از آنکه ابوذر توسط عثمان به ربذه تبعید شد و در آنجا فوت کرد، علی(ع) به عبدالرحمن چنین گفت: «این نتیجه عمل تو است (که عثمان را انتخاب کردی) عبدالرحمن پاسخ داد، اگر می‌خواهی شمشیرمان را بگیریم (و علیه او قیام کنیم) او (عثمان) آن‌چه به او داده بودم را از بین برد.
  • عبدالرحمن قسم یاد کرد که هرگز با عثمان سخن نگوید.
  • عبدالرحمن وصیت کرد که عثمان بر او نماز نخواند.

ثروت

عبدالرحمن ثروت بسیاری داشت که از راه تجارت به دست آورده بود. منابع تاریخی، روایات بسیاری درباره ثروت زیاد عبدالرحمن نقل کرده‌اند:

  • عبدالرحمن وصیت کرد یک باغ که به قیمت چهارصد هزار سکه خریده بود را به همسران پیامبر بدهند.
  • وصیت کرد به هر یک از شرکت کنندگان در جنگ بدر که زنده بودند (حدود صد نفر) چهارصد سکه داده شود.
  • عبدالرحمن نزد ام‌سلمه رفت و گفت: ای ام‌المؤمنین، می‌ترسم زیادی اموالم مرا نابود کند. ام‌سلمه گفت: انفاق کن.

وفات

عبدالرحمن در سال سی و دو هجری یا سال سی و یک در زمان خلافت عثمان، فوت کرد و در بقیع دفن شد. در مورد فردی که بر او نماز خواند، میان منابع اختلاف وجود دارد.

پانویس

  1. ابن أثیر، أسدالغابة، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۳۷۶.
  2. ذهبی، تاریخ الإسلام، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۳۹۱.
  3. ابن أثیر، أسدالغابة، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۳۷۶.
  4. بلاذری، أنساب الأشراف، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۲۰۳.
  5. مقدسی، البدء و التاریخ، بی‌تا، ج۴، ص۱۴۵.
  6. ابن عبدالبر،الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۲، ص۸۴۴.
  7. قمی، تفسیر القمی، ۱۴۰۴ق، ج۲، ص۱۰۹.
  8. بخاری، صحیح بخاری، ۱۴۲۲ق، ج۳، ص۵۲
  9. سجستانی، سنن ابی‌داود، ج۴، ص۲۱۱.
  10. بیهقی، شعب الایمان، ۱۴۲۳ق، ج۹، ص۳۷۹.
  11. ابن حبان، صحیح ابن حبان، ۱۴۱۴ق، ج۱۵، ص۴۶۳.
  12. ابن سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۸ق، ج۳، ص۹۵.
  13. صالحی دمشقی، سبل الهدی، ۱۴۱۴ق، ج۱۱، ص۳۱۸.
  14. ذهبی، تاریخ الإسلام، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۳۹۲.
  15. واقدی، المغازی، ۱۴۰۹، ج۲، ص۵۶۰.
  16. بلاذری، أنساب الأشراف، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۳۷۸.
  17. قشیری نیشابوری، صحیح مسلم، ج۱، ص۳۱۷.
  18. جعفر مرتضی عاملی،‌الصحیح من سیره النبی الاعظم، ۱۴۲۶ق، ج۲۹، ص۳۱۳-۳۱۶.
  19. یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۱۲۳.
  20. ابن سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۸ق، ج۳، ص۹۹.
  21. سیوطی، تاریخ خلفا، ص۱۲۹-۱۳۷.
  22. ابن ابی‌الحدید، شرح نهج البلاغه، ۱۴۰۴ق، ج۱، ص۱۸۹.
  23. بلاذری، أنساب الأشراف، ۱۴۱۷ق، ج۵، ص۵۴۶.
  24. بلاذری، أنساب الأشراف، ۱۴۱۷ق، ج۵، ص۵۴۷.
  25. بلاذری، أنساب الأشراف، ۱۴۱۷ق، ج۵، ص۵۴۶.
  26. ذهبی، تاریخ الإسلام، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۳۹۳.
  27. صالحی دمشقی، سبل الهدی، ۱۴۱۴ق، ج۱۱، ص۳۱۹.
  28. صالحی دمشقی، سبل الهدی، ۱۴۱۴ق، ج۱۱، ص۳۱۹.
  29. صالحی دمشقی، سبل الهدی، ۱۴۱۴ق، ج۱۱، ص۳۷۸.
  30. بلاذری، أنساب الأشراف، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۲۰۴.
  31. ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۲، ص۸۵۰.
  32. صالحی دمشقی، سبل الهدی، ۱۴۱۴ق، ج۱۱، ص۳۲۱.
  1. البته این مطلب در تعارض با قول مشهور است که بیان می‌کند از بین مهاجران تنها ابوبکر، عمر بن خطاب و ابوعبیده جراح در سقیفه حضور داشتند

منابع

  • ابن ابی‌الحدید، شرح نهج البلاغه، تحقیق: ابراهیم، محمد ابوالفضل، قم، کتابخانه آیه الله مرعشی نجفی، ۱۴۰۴ق.
  • ابن اثیر جزری، علی بن محمد، اسد الغابة فی معرفة الصحابة،‌ بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۹ق.
  • ابن سعد کاتب واقدی، محمد بن سعد، الطبقات الکبری، بیروت،‌ دار الکتب العلمیة، چاپ دوم، ۱۴۱۸ق.
  • ابن عبدالبر، یوسف بن عبد الله، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، تحقیق: البجاوی، علی محمد،‌ بیروت، دار الجیل، چاپ اول، ۱۴۱۲ق.
  • أبوبکر البیهقی، شعب الإیمان، محقق، عبدالعلی عبد الحمید حامد، الهند، مکتبة الرشد، چاپ اول،‌ ۲۰۰۳م.
  • بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح بخاری، محقق: الناصر، محمد زهیر بن ناصر،‌ بیروت، دار طوق النجاة، چاپ اول، ۱۴۲۲ق.
  • بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، تحقیق: زکار، سهیل، زرکلی، ریاض، بیروت،‌ دار الفکر، چاپ اول، ۱۴۱۷ق.
  • ذهبی، محمد بن احمد، تاریخ الاسلام، تحقیق: تدمری، عمر عبد السلام،‌ بیروت، دار الکتاب العربی، چاپ دوم، ۱۴۰۹ق.
  • سجستانی، أبو داود سلیمان بن أشعث، سنن ابی‌داود، محقق: عبد الحمید، محمد محیی الدین، صیدا، بیروت، المکتبة العصریة، بی‌تا.
  • سیوطی، جلال الدین، تاریخ خلفا،‌ حلب،‌ دار القلم العربی، ۱۴۱۳ق/۱۹۹۰.
  • صالحی دمشقی، محمد بن یوسف، سبل الهدی و الرشاد فی سیرة خیر العباد،‌ بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ اول، ۱۴۱۴ق.
  • عاملی، جعفر مرتضی، الصحیح من سیره النبی الاعظم، قم، دارالحدیث، ۱۴۲۶ق.
  • ‌ قشیری نیشابوری، مسلم بن حجاج، صحیح مسلم، محقق:‌ عبدالباقی، محمد فؤاد، بیروت، دارالاحیاء التراث العربی، بی‌تا.
  • قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، محقق و مصحح: موسوی جزائری، سید طیب، قم، دار الکتاب، چاپ سوم، ۱۴۰۴ق.
  • محمد بن حبان، صحیح ابن حبان، محقق: شعیب الأرنؤوط، بیروت، مؤسسة الرسالة، چاپ دوم، ۱۴۱۴ق.
  • مقدسی، مطهر بن طاهر، البدء و التاریخ، بور سعید، مکتبة الثقافة الدینیة، بی‌تا.
  • واقدی، محمد بن عمر، کتاب المغازی، تحقیق: مارسدن جونس، بیروت، مؤسسة الأعلمی، چاپ سوم، ۱۴۰۹ق.
  • یعقوبی، احمد بن أبی یعقوب، تاریخ الیعقوبی،‌ بیروت، دار صادر، چاپ اول، بی‌تا.